| بیشتر | ||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
||||||||||||||
قیمت اصلی: ۱,۵۰۰,۰۰۰ ریال بود.۱۳۵,۰۰۰ ریالقیمت فعلی: ۱۳۵,۰۰۰ ریال.
موجود در انبار
| بیشتر | ||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
||||||||||||||
شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که سردار دلها، شهید حاج قاسم سلیمانی، با آنهمه عظمت و ابهت نظامی، دل در گرو کدام رفیق داشت؟ چه کسی بود که حاج قاسم وصیت کرد او را در کنارش به خاک بسپارند؟ پاسخ این سوال در دل کتابی نهفته است که نهتنها یک زندگینامه، بلکه دریچهای به دنیای عرفان در میدان نبرد است: کتاب حسین پسر غلامحسین.
این کتاب روایتگر زندگی شهید محمدحسین یوسفالهی، جانشین واحد اطلاعات و عملیات لشکر ۴۱ ثارالله کرمان است؛ جوانی که حاج قاسم او را «عارف جبههها» مینامید و رابطه آنها فراتر از فرمانده و نیرو، رابطهای دلی و معنوی بود. اگر به دنبال کتابی هستید که روحیهتان را جلا دهد و شما را با لایههای پنهان دفاع مقدس آشنا کند، با ما در معرفی این اثر ماندگار همراه باشید.
محمدحسین یوسفالهی، در سال ۱۳۴۰ در شهر کرمان متولد شد. او جوانی بود لاغر اندام و به ظاهر معمولی، اما روحی به وسعت دریا داشت. او در واحد اطلاعات و عملیات که یکی از سختترین و حساسترین واحدهای جنگ بود فعالیت میکرد. جایی که “دیدن و دیده نشدن” قانون اول بود. اما محمدحسین چیزهایی میدید که دیگران از دیدن آن عاجز بودند.
کتاب «حسین پسر غلامحسین» به قلم مهری پورمنعمی، تلاش کرده است تا غبار از چهره این شهید بزرگوار بردارد. شهیدی که به اذعان همرزمانش، گاهی بدون طی کردن مسیرهای شناسایی معمول، از وضعیت دشمن خبر میداد و پیشبینیهایش مو به مو درست از آب در میآمد. این بصیرت معنوی همان چیزی بود که سردار سلیمانی را مجذوب او کرده بود.
نامگذاری این کتاب ریشهای عمیق در ادبیات و تعاملات این شهید با فرماندهاش دارد. گفته میشود در مواقع حساس نبرد و در اوج بحرانها، حاج قاسم سلیمانی او را با عنوان «حسین پسر غلامحسین» خطاب میکرد. همچنین خود شهید نیز همواره خود را با این نام معرفی میکرد که نشاندهنده اوج تواضع و خاکی بودن اوست. او نمیخواست القاب و عناوین نظامی، حجابی بین او و خدایش، یا او و دوستانش شود. او فقط حسین بود، پسر غلامحسین.
این کتاب حاصل مصاحبهها و خاطراتی است که از زبان مادر شهید، همرزمان و به ویژه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی روایت شده است. کتاب در چند فصل تدوین شده که هر کدام زاویهای از زندگی او را روشن میکند:
وقتی کتاب «حسین پسر غلامحسین» را میخوانید، ناخودآگاه شباهت عجیبی میان شخصیت او و پهلوان شهید ابراهیم هادی احساس میکنید. اگر با کتاب سلام بر ابراهیم آشنا باشید، میدانید که ابراهیم هادی نماد فتیان و جوانمردی بود که گمنامی را دوست داشت. محمدحسین یوسفالهی نیز نماد عرفان و بصیرت است. خواندن زندگینامه یوسفالهی همان حال و هوای معنوی و نابی را دارد که در داستانهای ابراهیم هادی تجربه کردهاید؛ هر دو اسطورههایی هستند که “خود” را در راه خدا فراموش کردند.
از سوی دیگر، برای درک بهتر عظمت شخصیت محمدحسین، باید بدانید که فرماندهاش حاج قاسم چه مسیری را طی کرده بود. حاج قاسم خود نیز پرورشیافته مکتبی بود که در کتاب از چیزی نمیترسیدم (زندگینامه خودنوشت سردار سلیمانی) به زیبایی تصویر شده است. خواندن کتاب «از چیزی نمیترسیدم» در کنار «حسین پسر غلامحسین»، پازل شخصیتی این دو بزرگوار را در ذهن شما تکمیل میکند. یکی فرماندهای که از روستاهای کرمان برخواست و جهانی شد، و دیگری عارفی که در همان کرمان ماند اما آسمانی شد و فرماندهاش آرزوی همنشینی ابدی با او را داشت.
در بخشی از کتاب میخوانیم که حاج قاسم میگوید:
«من در عملیاتها وقتی کار گره میخورد و هیچ راهی به ذهنم نمیرسید، به حسین پناه میبردم. او با آرامش خاصی میگفت: “حاجی نگران نباش، درست میشود” و واقعاً هم راهحلهایی میداد که عقل هیچکس به آن نمیرسید.»
این جملات نشان میدهد که یوسفالهی تنها یک نیروی اطلاعاتی نبود، بلکه تکیهگاه روحی لشکر ثارالله بود.
در برشی دیگر از کتاب آمده است:
حرفی را که یک شب توی خانه به طور خصوصی به من گفت،فراموش نمی کنم. من سرباز بودم و به مرخصی آمده بودم. نیمه های شب رسیدم.
خانه ما اتاقی داشت که هر وقت من و محمدحسین نیمه های شب از منطقه می آمدیم،برای اینکه اهل خانه بیدار نشوند،بی سرو صدا به آنجا می رفتیم.
هنوز یک ساعتی نگذشته بود که دیدم آقا محمدحسین آمد تو. هر دو از دیدن یکدیگر خوشحال شدیم. من بلند شدم و با ایشان روبوسی کردم و بعد هر دو نشستیم و مشغول صحبت شدیم. هم محمدحسین خسته بود و هم من. زیاد نمی توانستیم بیدار بنشینیم. محمدحسین پتویی برداشت و به گوشه ای از اتاق رفت،خوابید و طبق عادت همیشگی اش پتو را روی سرش کشید. ده دقیقه ای نگذشته بود که سرش را زیر پتو بیرون آورد و بی مقدمه گفت: “هادی هیچ وقت تا به حال شده جایگاه خودت را ببینی؟”
من حقیقتا یکه خوردم. گفتم: یعنی چی جای خود را ببینم؟
گفت یعنی جای خودت را ببینی که چطور هستی،کجا هستی؟
من که اصلا از حرف هایش سر در نمی آوردم با تردید گفتم: ….
به نظر من در شهر کرمان، گل سر سبد بسیجیان که مثل یک گل همه پروانه ها را دور خودش جمع کرده بود و از مخلصین و منتظران شهادت بود،محمدحسین یوسف الهی بود که در جبهه ها مشهور به حسین بود. او فردی بود که همه عمرش را وقف جنگ کرد.
هر معبری که حسین مسئولش بود، از موفق ترین معبرها بود. اهل مرخصی نبود و بیشترین مرخصی های او در دوران مجروحیت هایش بود.
محمدحسین خیلی عارف بود، واقعا یک غوغایی بود در محمدحسین. اگر هم کسی با او دوست میشد،درونش را کسی نمی توانست درک کند.
۱. آشنایی با الگوی حاج قاسم: اگر میخواهید بدانید چه شخصیتی توانست قلب حاج قاسم را تسخیر کند، این کتاب تنها منبع شماست. ۲. درسهای عرفانی: این کتاب پر از نکات ریز اخلاقی و عرفانی است که در زندگی روزمره امروز بسیار کاربردی و راهگشاست. ۳. روایتی صادقانه: نویسنده تلاش کرده بدون اغراق، چهره واقعی و زمینی شهید را نشان دهد که چگونه پلهپله به آسمان رسید. این باعث میشود خواننده با شخصیت شهید همزادپنداری کند. ۴. نثر روان و جذاب: خاطرات کوتاه و داستانگونه تدوین شدهاند که باعث میشود خواندن کتاب خستهکننده نباشد و نتوانید آن را زمین بگذارید.
کتاب «حسین پسر غلامحسین» هدیهای است برای روح شما. در روزگاری که مشغلههای دنیایی ما را احاطه کردهاند، مطالعه زندگی کسی که پاهایش روی زمین و سرش در آسمان بود، غنیمت است.
آیا آمادهاید با رفیق شفیق حاج قاسم آشنا شوید؟
این کتاب در اکثر کتابفروشیهای معتبر سراسر کشور و فروشگاههای اینترنتی موجود است. با توجه به نوسانات بازار نشر و تجدید چاپهای مکرر این اثر محبوب، پیشنهاد میکنیم همین حالا برای تهیه آن اقدام کنید تا لذت خواندن این روایتهای ناب را از دست ندهید.
شما میتوانید این کتاب را از با تخفیف ویژه از سایت کتاب آیه تهیه کنید. فراموش نکنید که تهیه این کتاب، فقط خرید چند کاغذ نیست؛ بلکه سرمایهگذاری برای آرامش قلب و آشنایی با قهرمانان واقعی این سرزمین است.
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.